برهان ویسی مربی اختلالات یادگیری

تعریف اختلال یادگیری
      اصطلاح ناتوانی‌های یادگیری به كودكانی اطلاق می‌شود كه در یك یا چند فرایند رواشناختی اختلال داشته باشند. این فرایندها شامل درك و فهم و یا استفاده از زبان به صورت بیانی و یا نوشتاری می‌باشد كه

در آن‌ها اختلال، خودش را به صورت توانایی ناقص برای شنیدن، صحبت كردن، خواندن، نوشتن، هجی كردن و یا انجام محاسبات ریاضی نشان می‌دهد.طبقه‌بندی ناتوانی‌های یادگیری

1- ناتوانی‌های یادگیری تحولی: شامل ناتوانی‌هایی در دقت و توجه، حافظه دیداری و شنیداری، ادراك دیداری و شنیداری.

2- ناتوانی‌های تحصیلی: شامل ناتوانی‌هایی در خواندن، نوشتن و ریاضی.

    اصولاً بشر وقتی به فكر افتاد كه اثری پایدار به جا گذارد و با یكدیگر تبادلاتی عمیق انجام دهد موضوع نوشتن هم شروع به شكل گرفتن كرد. لذا می‌بینیم كه در طول تاریخ به تدریج نوشتن مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته اكثر متخصصان برای نوشتن اهمیت‌هایی قائل هستند و از آن برای خواندن و هجی كردن استفاده می‌كنند (نراقی و نادری 1369). در واقع می‌توان گفت كه شكل نوشتاری زبان عالی‌ترین و پیچیده‌ترین شكل ارتباطی است به همین علت در سلسله مراتب توانایی‌های زبان بعد از اشكال دیگر زبان قرار گرفته (والاس و مك لانین ترجمه طوسی 1370)

مراحل درمان

1- تهیه آزمون جهت نوشتن دیكته

2- ارزیابی و تحلیل دیكته

3- به دست آوردن درصد فراوانی در جدول

4- طراحی برنامه درمان     

 روش‌های درمانی

1- روش درمانی فرنالد

2- روش گلینگهام     

 آزمون‌های تشخیص:

برای تشخیص نوع مشكل دیكته از سه نوع آزمون استفاده می‌شود:

1- آزمونی كه ثلث اول و دوم از دانش‌آموز به عمل آمده، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

2- آزمونی كه در مركز اختلالات از دانش آموز گرفته می‌شود.

  

روش فرنالد

      در كالیفرنیا در دهه 1930 گرین و فرنالد به كلی یك روش جنبشی برای آموزش دیكته ابداع كردند. روش فرنالد در دانشگاه كالیفرنیا در لس آنجلس و در یك كلینیك دنبال شد. این روش تجربیات زبان و روش‌های ردیابی را به صورت یك رویكرد چند حسی با یكدیگر تركیب كرد. در روش فرنالد كودكان لغت را می‌گویند لغت نوشته شده را می بینند، روی لغت با انگشت دست می‌كشند و آن‌ را ردیابی می‌كنند. لغت را با استفاده از حافظه خود می‌نویسد و دوباره لغت را می‌بیند و لغت را با صدای بلند برای معلم می‌خواند.

این روش چهار مرحله را در یادگیری ایجاد می‌كنند.

      مرحله 1: معلم لغت را روی كاغذ یا روی تابلو می‌نویسد. كودك با چشم لغت را ردیابی می كند بعد آن‌ را  با تماس نوك انگشتانش ردیابی می‌كند و هر قسمت از لغت را ردیابی كرد می‌گوید. این كار آن قدر تكرار می‌شود تا كودك بتواند لغت را بدون نگاه كردن به اصل آن بنویسد. به عبارت دیگر كودك به طور كامل و یكپارچه به لغت نگاه می‌كند، نام آن را می‌گوید و بعد آن را پاك می‌كند یا به كناری می‌گذارند و كودك آن را با استفاده از حافظه اش می نویسد. در فرایند خواندن كلمه‌ها و عبارت‌ها به حافظه بینایی آموزش می‌بیند.

      مرحله 2: هنگامی كه كودك به این مرحله می‌رسد كه دیگر نیازی به ردیابی لغت جدید ندارد. در این مرحله دانش‌آموزان قادر هستند لغات را به وسیله خود لغات هنگامی كه معلم آن‌ها را می‌نویسد یاد بگیرد.

      مرحله 3: در این مرحله دانش‌آموزان لغات چاپی را اول برای خود تكرار می‌كنند و سپس آن‌ها را می نویسند. بدین ترتیب آن‌ها را یاد می‌گیرند حالا كودك یاد گرفته مستقیما از طریق لغات چاپ شده آن‌ها را یاد بگیرد. بسیاری از كودكان بر انجام توانایی عطف توجه اجمالی به لغت تكرار آن برای یك یا دو بار برای خودشان و سپس نوشتن آن بدون نگاه به مدل اصلی را پیدا می‌كنند.

      مرحله 4: در این مرحله كودك قادر است لغات جدید را به خاطر شباهت آن‌ها با لغاتی كه مثلا یاد گرفته شناسایی كند. حالا كودك به مرحله تعمیم لغات شناخته شده به لغات جدید رسیده.

روش فرنالد در سال 1920 در مورد كودكان و بزرگسالان كه هوش بهنجار دارند ولی دچار مشكل در خواندن و دیكته هستند به كار گرفته است. 

   

روش گلینگهام

      گلینگهام واستیلمن در سال 1973 از یك رویكرد چند حسی برای خواندن و نوشتن هجی كردن استفاده كردند. آن‌ها با آموزش واحدهای صداها یا حروف در الفبا پرداختند این روش در دهه 1930 به عنوان یك روش آموزش برای آن گروه از كودكانی كه اورتون آن‌ها دچار اختلال زبان تشخیص داده بودند ابداع شد.

      روش را اصالتا كه به نام روش الفبایی می‌خوانند صداهای ارائه شده به وسیله حروف الفبا به طوری كه یكجا و با استفاده از یك رویكرد چند حسی تدریس می‌شوند دانش‌آموز حرف را می‌بیند صداهای آن را می‌شنود آن را با استفاده از حركات انگشتان ردیابی می‌كند و آن را می‌نویسد. به این ترتیب وجود چند حسی بینایی، شنوایی، حس جنبشی لامسه در عین حال و همزمان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

      نظریه پردازان و مؤلفان بسیاری این روش را به دقت بررسی كرده و آن را  به عنوان یك رویه نظام‌دار برای یادگیری حروف، یادگیری صداها و تركیب حروف صدادار و بی‌صدا با یكدیگر و در قالب یك كلمه قبول كرده اند. آنگاه این لغات در جملات و داستان‌ها جایگزین می‌شوند.

      گلینگهام واستیلمن روش خود را نوعی همخوانی می‌نامیدند. زیرا از سه بخش اصلی تشكیل شده.

1- همخوانی نمادهای دیداری با نام حروف

2- همخوانی نمادهای شنیداری با صدای حروف

3- همخوانی احساس اعضای گفتاری كودك برای تولید نام یا صدای حروف هنگامی كه او صدای خودش را هنگام تلفظ آن‌ها می‌شنود.

      این روش تلاش می‌كند بین وجود حس بینایی و شنوایی و جنبشی همخوانی ایجاد كند.

سیگلرلند در 1974، با استفاده از روش گلینگهام روش جدیدی بوجود آورد به نام رویكرد چند حسی درباره هنرهای زبانی برای كودكان دچار ناتوانی زبانی خاص خوانده می‌شود. مواد آموزش سیگلرلند شامل یك دفترچه راهنمای معلم و مجموعه‌ای از مواد كمك آموزشی بود. كتابچه دستورالعمل این مواد درباره تمام جزئیات رویكرد گلینگهام برای استفاده كلاس و معلم های كلاس اول و دوم توضیح داده است. 

برنامه‌های  ترمیمی برای مشكلات فرایندی

1- ترمیم ناتوانی‌های ادراكی - حركتی

2- ترمیم ناتوانی‌های حافظه دیداری

3- ترمیم ناتوانی‌های حافظه شنیداری

4- ترمیم ناتوانی‌های دقت و توجه

5- ترمیم ناتوانی‌های حساسیت شنیداری

 روش‌های ترمیم ناتوانی‌های ادراكی - حركتی

      روش‌های ترمیمی برای توانایی‌های ادراكی حركتی توسط درمانگران حرفه‌ای، درمانگران جسمی، درمانگران بازآفرینی. و به وسیله نظریه پردازان ادراكی حركتی (كپارت، بارس، جتمن) تحول و تكامل پیدا كرده است. ترمیم به سن كودك و به نوع و درجه اختلال ادراكی او كه پس از اجرای آزمون‌ها مشاهده می‌شود بستگی دارد.

برنامه‌های ترمیمی به شرح ذیل می‌باشد:

1- راه رفتن روی تخته‌های چوبی برای آموزش جهت یابی، وضعیت بدن و تعادل بدن.

2- استفاده از تخته‌های تعادل برای یاری كردن كودك در یافتن مركز ثقل و بوجود آوردن تعادل راست و چپ.

3- پریدن رو تشكچه فنری برای دیدن تصویر بدن با هماهنگی بدن.

4- انجام تمرینات موزون برای هماهنگی بین حركات چشم و دست.

 

 روش‌های ترمیمی ناتوانی‌های حافظه دیداری

      كودكانی كه در یادآوری بصری حروف و كلمات موفق نیستند احتمالا در یادگیری نوشتن كلمات نیز مشكلاتی دارند. (جالتون و میكل 1967) معتقدند كه تجسم مجدد ناتوانی‌های نوشتن همبسته است كودكان كه مشكلاتی در حافظه دیداری دارند می‌توانند صحبت كنند، بخوانند و رونویسی كنند اما نمی‌توانند حروف و كلمات را از حفظ بیاد بیاورند یا دوباره آن‌ها را تولید كنند. تأثیر حافظه بروی نوشتن به این صورت است كه كودك تلاش می‌كند توالی حروف را بیاد آورد و آن‌ها را تشكیل دهد. در بعضی موارد كودكانی كه نمی‌توانند یك حروف یا كلمه را از راه بینایی بازشناسی كنند می‌توانند آن كلمه یا حروف را به وسیله حس لامسه از طریق ترمیم آن بازشناسی كنند. تمرینات ذیل می‌تواند در تقویت حافظه دیداری مؤثر باشد.

1- اجرای آزمون فراستیك.

2- چند تا كلمه نوشته می‌شود و به دانش‌آموز می‌گوییم كه صدای اول آن‌ها را بگوید.

3- استفاده از كارت‌های تصویری: به این صورت كه یك تصویر را به كودك نشان می‌دهیم و به او می‌گوییم كه خوب به تصویر نگاه كند. سپس تصویر را مخفی می‌كنیم و از كودك می‌پرسیم كه نام تصویر را بگوید. برای بار دوم از دو تصویر استفاده می‌كنیم كه آن را مخفی می‌كنیم تا دانش‌آموز نام آن‌ها را بگوید و تا 5 تصویر كار را ادامه می‌دهیم.

4- استفاده از تصویر: به این صورت یك تصویر را به كودك نشان داده كه حدود 15 ثانیه به آن نگاه كند و سپس آن را برداشته و چند سؤال درباره تصویر از كودك می‌پرسیم تا جواب دهد. اگر جواب نداد كار را دوباره تكرار می‌كنیم.

5- استفاده از كلمات خوانده شده: اول یك كلمه را می‌نویسیم و به كودك می‌گوییم كه خوب به آن نگاه كند و سپس آن را مخفی می‌كنیم و از كودك می‌پرسیم كه آن را بگوید. برای بار دوم از دو كلمه استفاده می‌كنیم. به این صورت تا 5 كلمه كار را ادامه می‌دهیم.

6- استفاده از گفتن كلمات از حفظ: چند كارت كه روی آن‌ها كلمات مختلف نوشته شده به دانش‌آموز می‌دهیم و به او می‌گوییم خوب به كلمات نگاه كند و سپس كارت‌ها را از او می‌گیریم و سپس می‌گوییم كلمات رااز حفظ بگویند.

7- استفاده از بازی‌های كامپیوتری

8- استفاده از كارت‌های بازی: تصاویر را دو به دو نشان دهد.

 

روش‌های ترمیمی ناتوانی‌های حافظه و حساسیت شنیداری

      حافظه شنیداری برای تحول زبان شفاهی دریافتی و بیانی مهم است. برای مثال كودكانی كه ناتوانی‌های حافظه شنیداری دارند ممكن است برای تشخیص صداها و صوت‌هایی كه قبلا هم شنیده‌اند برای تطبیق معانی با لغات و یا نام اعداد با آن‌ها، یادگیری نام و عنوان اشیا، كنش‌ها و اعمال و مفاهیم ریاضیات، دنبال كردن، دستورالعمل‌ها و تحول مفاهیم درك شده دچار مشكلات جدی باشند.

      در بعضی موارد كودك دقت شنوایی طبیعی دارد ولی در كشف تفاوت‌ها یا شباهت‌ها بین درجه دانگ بلندی و ریتم ملودی و یا تناوب اصوات ناتوان است. در ایجاد افتراق بین اصوات صدادار و بی‌صدا و یا بین سیلب‌ها یا لغات می‌تواند باعث بروز مشكلات یادگیری و فهم زبان شفاهی و زبان بیانی شود. كودكانی كه در افتراق شنوایی مشكل دارند اغلب به خاطر مسائل آوایی برای خواندن و هجی كردن دچار مشكلات یادگیری هستند.  

انواع تمرینات برای حافظه و حساسیت شنیداری:

1) مربی دو حرف را برای دانش‌آموز تلفظ می‌كند و از وی می‌خواهد به ترتیب صداها را نام ببرد. آنگاه سه حرف و به همین ترتیب افزایش می‌دهد. معمولا كودكان 6 ساله تعداد 5 صدا، برای 7و8 ساله تعداد 6 صدا و برای پایان دوره ابتدایی تعداد 8 صدا مناسب است.

2) مربی به كودك 2 دستور می‌دهد و باید به ترتیب انجام دهد. سپس 3 دستور و به همین ترتیب تعداد دستورات را افزایش می‌دهیم.

3) داستانی را تعریف می‌كنیم و سپس می‌گوییم آن را برای من تعریف كن.

4) استفاده از كارت تصاویر و ضبط صوت جهت تشخیص صدای حیوانات و اشیاء.

5) استفاده از قوطی‌های فیلم كه دو به دو صدای مشابه دارند و همچنین با یك قوطی كه از یك نخود تا چند نخود آن را به صدا در می‌آوریم.

6) صدای انواع ساز دهنی‌ها.

7) استفاده از كارت‌ها كه آن‌ها را مثلا 3 كارت جلو دانش‌آموز قرار می‌دهیم كه حدودا 15 ثانیه به آن نگاه كند. سپس برداشته و باید با همان ترتیب آن‌ها را قرار دهد. یا مربی اسم تصاویر را می‌گوید و كودك آن‌ها را به همان ترتیب می‌چیند.


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 آذر 1389    | توسط: مركز اختلالات یادگیری جوانرود    |    |
نظرات()