حمید عباسی مدیر مرکز اختلالات یادگیری جوانرود

مقدمه

      دین اسلام، دستورهای منظم و دقیقی برای سعادت دنیا و آخرت دارد. و از عمده‌ترین وظایفی كه برای پیروان خود معین كرده است، مداومت بر یاد خدای سبحان است. در نظر اسلام، والاترین و بلندترین مقام انسانی زمانی پدید می‌آید كه انسان یاد خدا كند و روحش متوجه او گردد. نور خدایی در دلش پدیدار شود و روح و روانش به آرامش و راحتی برسد. آسایش خاطری كه محور تمام خوشبختی‌های دنیا و آخرت است. از طریق ذكر است كه بُعد آسمانی انسان بر بُعد زمینی‌اش چیره می‌شود و در آن حال است كه می‌فهمد دو دلی، خاطره شیطانی و نگرانی و پریشانی از وسوسه‌های ابلیسی است و همه‌ی بیم‌ها از میان می‌رود و جای خود را به امید می‌دهد. همه‌ی دغدغه‌ها و خاطر پریشی‌ها به طمأنینه بدل می‌گردد و زندگی دارای معنی و مفهوم می‌شود.

 توجه به بهداشت روان در دوران مدرسه بسیار مهم است. اگر در این دوره برای مشكلات روانی راه‌ حلی پیدا نشود، افراد با روان‌پریشی‌هایی به جامعه و بازار كار قدم می‌گذارند كه رویارویی با این مسایل به مراتب مشكل‌تر و دارای هزینه‌های بیشتری است. در این‌جا نقش اولیا و مربیان دانش‌آموزان استثنایی جهت ارتقاء و تقویت روحیه‌ی آن‌ها و ارتباط اعتقادات مذهبی بسیار خطیر می‌باشد و باید در این زمینه فعالیت‌های زیادی در خصوص آموزش قرآن و متون دینی و داستان‌هایی كه مرتبط با این موضوع می‌باشد انجام دهند و از هیچ كوششی دریغ نكنند. تلاوت قرآن، خواندن پروردگار به اسم اعظم و اسماء حسنی، و تكرار تسبیحات كه همگی ذكر خداست، آرام‌بخش و برطرف كننده‌ی مشكلات روانی و روحی بوده است و متون دینی ما هم آن‌ها را برای تسریع در رفع مشكلات توصیه كرده‌اند.

      در اسلام به مثبت اندیشی توصیه فراوان شده است. تشویق دانش‌آموزان به نگرش مثبت نسبت به موقعیت‌های استرس‌آمیز باعث آرامش درونی می‌شود. چون در جهان روابطی حاکم است که باعث می‌شود تفکر و رفتار هر فرد به خودش باز گردد.  بنابراین نتیجه می‌گیریم که بهداشت روانی مسأله‌ی مهمی است که می‌توان از طریق ایجاد امید و مثبت اندیشی و واقع بینی و رفتارهای مذهبی در دانش‌آموزان استثنایی ایجاد نمود.

 مطالعات انجام ‌شده در ایران

      در بررسی انجام ‌شده مشخص شد كه در ایران فعالیت‌هایی در مورد بررسی مفهوم خدا در كودكان انجام شده است. از جمله این موارد می‌توان به امامی كندوانی (1381)، اسكندری (1382،1375) سیف نراقی و نادری (1373) اشاره كرد، یافته‌های این پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه تحول مفهوم خدا در كودكان ادیان مختلف موجود در ایران یكسان و همانند است و مفهوم خدا مفهومی است كه از انسان‌ پنداری شروع شده و تا دید فوق طبیعت‌پنداری رشد می‌كند. (امامی كندوانی، 1381) و یافته پژوهش (سیف و نادری،1373) نیز تأییدكننده این موضوع است. یكی از پژوهش‌های جالبی كه در ارتباط با رشد مفهوم خدا در كودكان دارای ناتوانایی‌های هوشی در ایران انجام شده است پژوهش (همایی، 1378) است كه نشان داده است كه ظرفیت ذهنی كودكان دارای مشكلات ذهنی باعث می‌شود تا خدا را با مفاهیم عینی درك كنند و سن افراد در ادراك این مفهوم، مهم نیست بلكه استقرار و نگهداری ذهنی و ظرفیت‌های عملیاتی در این افراد تعیین‌كننده میزان ادراك از مفهوم خدا است.

      پژوهش بر روی شكل‌گیری و رشد مفهوم خداوند در میان افراد مبتلا به ناتوانایی‌های هوشی بسیار محدود است. در این‌جا منظور از مفهوم خداوند، ویژگی‌های متفاوتی است كه افراد مبتلا به ناتوانایی‌های هوشی به خداوند اتلاق می‌كنند. ویژگی‌هایی كه بر روی معنی، جنسیت، سن، شكل، رنگ و حركت خداوند از نظر این گروه تأكید دارد. مثلا تلقی او از خدا این است كه او هم چون پدر اوست، ولی بزرگتر از پدر. او حتی خداوند را چون عضوی از اعضای خانواده خود به حساب می‌آورد و سؤالات او این طرز فكر را نشان می‌دهد. او ممكن است عكسی زیبا ولی عجیب و غریب را عكس خدا تصور كند و به آن صورت معبودی بدهد و البته چنین توصیفی غالب اوقات او را راضی می‌كند. مفهوم خدا و صفات او تا حدود هشت سالگی هنوز امری ریشه‌دار نیست ولی از حدود نه سالگی خدا را مقامی قدرتمند می‌شناسد كه ارزشی بالاتر از ارزش والدین دارد و می‌خواهد با دستورات او آشنا شود. صفات خدا تا حدودی برای او آشناست لیكن جنبه‌هایی چون ازلی و ابدی بودن برای او نامفهوم است و هم باید دانست كه او هنوز با جنبه‌های محسوس آشناست نه با مسایل مجرد و ذهنی. سؤال اصلی در این‌جا این است كه بهره هوشی این افراد چه تأثیری در این فرایند دارد و آیا رشد این مفهوم در بین این افراد نیز از عینی به سمت ذهنی است؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ این سؤال آیا بهره هوشی افراد است كه در این امر نقشی ایفا می‌كند؟ و سؤال دوم این است كه آموزش‌های رسمی دینی كه در مدارس وابسته به سازمان استثنایی دیده‌اند چه تأثیری بر روی این مفهوم داشته است؟

 نقش ایمان

      ایمان در لغت به معنای اطمینان، اعتقاد محكم و اعتماد كامل است. بنابراین كلمه‌ی ایمان را درباره‌ی هر اعتقاد و اطمینانی كه ایجاد امنیت خاطر كند و انسان را آرام و مطمئن سازد، می‌توان به كار برد.

      ایمان امری فطری است و انسان، فطرتا طالب ایمان است؛ زیرا ایمان به او آرامش می‌دهد و آرامش، نیاز انسان است. انسان هر اندازه از ایمان و اعتماد پر شود، از ترس و اضطراب و استرس تهی خواهد شد. و به هر نسبت كه از تكیه‌گاه‌ها و موارد اعتماد او كاسته شود، نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و استرس‌های او زیاد خواهد شد. كسانی كه امنیت خود را حتی در حد نسبتا پایینی از دست می‌دهند، از صرف عمر خود بهره‌ی كافی نمی‌برند. عدم ایمان و اعتماد، فرسانیده‌ی جسم و روح انسان است.

      چیزهایی كه دانش‌آموز می‌تواند به آن‌ها ایمان پیدا كند و با اعتماد به آن‌ها درصدی از امنیت خاطر را به دست آورد، فراوان است. موارد اعتماد، به هر نسبت كه تكیه‌گاه بزرگ‌تر و محكم‌تری برای دانش‌آموز باشد، امنیت بیشتری را برایش ایجاد خواهد كرد. نیروها و خصوصیات جسمانی، توانایی‌های فكری، هوشی، علمی، هنری و هر استعداد بالقوه و بالفعل دیگری كه بتواند آنان را به خود باوری برساند و ایجاد اعتماد به نفس كند و تكیه‌گاهی برای او به حساب آید، می‌تواند امنیت و آرامش را به او هدیه كند.

      فضای ایمان و اعتماد، ایجاد انگیزه و شور و شوق و نشاط می‌كند، دانش‌آموزان را وادار به همكاری و بهبود كار و تلاش خستگی ناپذیر در محیط مدرسه می‌سازد و در نتیجه مشكلات زیادی را از سر راه مدیران و مربیان برمی‌دارد و به آنان مجال برنامه‌ریزی‌های دقیق‌تر و بهتر می‌دهد و در نهایت، پیشرفت چشمگیر و جهش سریعی را در همه‌ی قسمت‌های آموزشگاه ایجاد می‌كند. هرگونه پیشرفتی در سایه‌ی ایمان و اعتماد و آرامش میسر است. فضای بی‌اعتمادی و كارشكنی و تنش، جز پس رفت و عقب ماندگی ثمری نخواهد داشت.

 آموزش رسمی مذهبی در مدارس آموزش و پرورش استثنایی

      در ارتباط با متغیر آموزش رسمی مذهبی باید گفت كه جوامع متكثر از نظر دینی كه انسان امروزه در آن زندگی می‌كند در مورد آموزش آموزه‌های دینی با دشواری‌هایی روبرو است (ایپ گریو 2004). آموزش امور دینی به افراد دارای مشكلات ذهنی می‌تواند دشواری‌های بیشتری داشته باشد و مسایل بیشتری در ضمن آموزش آن در نظر گرفته شوند. برای كسب چنین مفهومی مهارت‌های پایه‌ای لازم است كه كسب این مفهوم را برای بسیاری از افراد مبتلا به ناتوانایی‌های هوشی دشوار می‌كند (فانكورت 2003). آموزش مذهبی بخش مهمی از برنامه آموزشی تمامی دانش‌آموزان ایرانی می‌باشد. در سیستم آموزشی سازمان آموزش و پرورش استثنایی این درس در كلاس دوم ابتدایی و به صورت دو كتاب تعلیمات دینی و قرآن به دانش‌آموزان آموزش داده می‌شود. این دو كتاب تا هفت سال جزو دروس رسمی دانش‌آموزان خواهند بود. بنابراین هر دانش‌آموز وارد شده به نظام آموزشی سازمان آموزش و پرورش استثنایی به مدت هفت سال و با استفاده از دو كتاب ذكر شده‌ی پیشین تحت آموزش امور دینی قرار خواند گرفت ( در مجموع 14 كتاب در ارتباط با امور دینی). هدف از این آموزش‌ها این گونه بیان شده است؛ "...محتوای كتب درسی كودكان استثنایی در مدارس ویژه به منظور تمهید زمینه‌های فراگیری مطالب و مهارت‌هایی كه دانش‌آموزان را برای زندگی در جامعه‌ی امروز آماده می‌سازد طراحی شده است..." (مجید قدمی، كتاب تعلیمات دینی 1384). هدف وزارت آموزش و پرورش و سازمان آموزش و پرورش استثنایی در این نقل قول به خوبی بیان شده و نشان داده شده است كه هدف این درس آماده ‌سازی افراد مبتلا به ناتوانایی‌های هوشی برای زندگی در جامعه و كسب اطلاعات و مهارت‌های لازم برای این منظور می‌باشد.[4]

آغاز پیدایش حس مذهبی

      نوع برخورد والدین و مربیان با كودك در پیدایش تظاهرات مذهبی در كودك نقش دارد. در رابطه با پیدایش حس مذهبی بررسی‌های روانكاوان نشان می‌دهند كه پیدایش حس مذهبی مربوط به ماه‌های قبل از چهار سالگی است و حتی در برخی از كودكان از حدود سنین دو – سه سالگی هم دیده شده است. به همراه رشد و افزایش سن، این احساس علنی می‌شود، آن چنان كه در شش سالگی می‌توان به عیان، تظاهرات مذهبی و علاقه به انجام دادن رفتار را در كودك دید.

     مذهب در سنین مختلف برای كودكان معانی مختلف دارد ولی دنیای آن‌ها از حدود شش سالگی دنیای عشق و محبت، احترام به خدا، ستایش و نیایش او، احساس شرمساری در صورت تخلف از دستور خداست و حتی این امر در قیافه‌ی او هم پیدا است. از حدود هشت سالگی به بعد شوق مذهبی او بیشتر به مسایل مذهبی علاقه‌مندتر و به عبارت دیگر متدین‌تر می‌شود.

      از شگفتی‌های دنیای كودكان دعاهایی است كه در آن توقعات و درخواست‌های غیر قابل تحقق به چشم می خورد. مثلاً یكی از آرزوهای آنان این است كه خدا را ببینند، در كنار او بنشینند، با او حرف بزنند، دوست او شوند، با او به آسمان‌ها پرواز كنند و....

 روش های پرورش مذهبی

      روش، عبارت است از طریقه‌ای علمی كه برای وصول به هدف انتخاب می‌شود. یا مجموع فعالیت‌هایی است كه رسیدن ما را به مقصدی میسر می‌كند و معمولا از طریق روش می‌توان زودتر به هدف رسید.

افراد به دنیا می‌آیند در حالی كه ذهنی خالی دارند. برای پر كردن ذهن آن‌ها لازم است به ترتیب از راه چشم وگوش و عقل اقدام كنیم و این ترتیبی است كه قرآن نیز بدان اشاره دارد:

 «وَاللهُ اَخْرَجَكـُمْ مِنْ بـُطُونِ اُمَّهاتِكـُمْ لا تـَعْلـَمُونَ شَیْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْاَبْصارَ وَ الْاَفْئِدَه»

و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالی كه چیزی نمی‌دانستید بیرون آورد و برای شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد.

بدین سان در پرورش مذهبی همین ترتیب را باید به شرح زیر رعایت كرد:

      1- روش ارائه الگو: دراین روش چشم به مسایل احاطه دارد و اهمیت گوش در درجه دوم است. اولین باری كه مسأله‌ی آموزش وضو مطرح شد بنا به روایات مذهبی، جبرییل عملا در برابر پیامبر وضو گرفت و پیغمبر نیز آن را دید، فرا گرفت، و عمل كرد.

خود پیامبر درباره‌ی نماز فرمود: همان‌گونه كه می‌بینید من چگونه نماز می‌گزارم شما نماز بگزارید.

از طریق ارایه الگو، به سرعت می‌توان مسایل مذهبی را به كودكان یاد داد و آنان را به عمل واداشت؛ مخصوصا از آن بابت كه حس تقلید در كودكان بسیار قوی است .

مسأله‌ی مهم در این روش این است كه الگو باید كامل و نمونه‌ی اخلاق و آدابی باشد كه مكتبِ مورد قبول بر آن صحه می‌گذارد. زیرا هرگونه اشتباه و سهل انگاری موجب بدآموزی و انعكاس ناروا در دانش‌آموز می‌شود.

زمینه‌ی مثبت دیگر در این امر این است كه تقلید كودك همیشه از روی شعور و آگاهی نیست. بدین‌سان باید در ارایه‌ی الگو و عمل، كمال توجه را مبذول داشت و در اموری چون نماز، آشنایی به مسایل دینی، رعایت عدالت، دفاع از حق، خیرخواهی، احسان، دستگیری از مردم، آزادمنشی و رفتار اجتماعی و اسلامی را آموخت.

       2- روش آموزش: این روش در حقیقت مكمل روش قبلی است و برای دانش‌آموزان بزرگ‌تر حتی مقدمه پرورش است. یعنی نخست لازم است چیزی را از راه چشم و گوش بیاموزد و آن‌گاه عمل كند. در این روش هدف، اصلاح عمل و رفتار از طریق تذكر و یادآوری است. یعنی عملی كه فرد انجام می‌دهد، در صورت خطا و اشتباه، به وسیله‌ی مربی اصلاح و رفع عیب گردد.

      3- روش تلقین و القاء: با این روش می‌توان در فرد وابستگی به مذهب و خدا ایجاد كرد. از طریق ذكر آیات خدا، مهربانی‌های او و نعمت‌های او می‌توان در دانش‌آموز ترس و خوف ایجاد كرد و یا روح امید را در دل او زنده ساخت. می‌توان مهر خدا را از این راه در دل او گنجاند و مفهوم دوست داشتن و دوست نداشتن خدا را به او تفهیم كرد، بدان گونه كه آن چه را خدا دوست دارد انجام دهد و آن چه را خدا دوست ندارد انجام ندهد.

      در این روش گاهی عمل فرد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مورد ستایش قرار می‌گیرد و او به مذهب وابسته می‌شود. به طوری كه شوق وابستگی به خدا در دل او جای می‌گیرد و بر اساس آن احساس لذت و شادمانی می‌كند.

      4- روش داستان سرایی: وسیله‌ی خوبی برای تحریك اندیشه‌ی دانش‌آموزان جهت تفكر، عبرت‌آموزی، تسلی خاطر، هدایت از گمراهی، حساسیت در برابر امور، تفكر درباره‌ی جهان داخل و خارج و ...  است. از راه داستان می‌توان تا حدود زیادی به صورتی غیر مستقیم، ضوابط مذهب را آموخت و بر شئون زندگی حكومت داد.[3]

نقش  تعالیم مذهبی در آرامش روانی

جهان‌بینی مذهبی تمامی خصوصیات و زمینه‌های بهداشت روانی این دانش‌آموزان را تأمین می‌کند چون:

1) به زندگی آن‌ها معنی می‌بخشد.

2) بر احساسات پوچی و بیهودگی غلبه می‌کند.

3) توکل و تکیه بر قدرت لایزال الهی است.

4) هر حادثه‌ای در زندگی از نظر آنان خیر است.

5) آرامش دل و سکون خاطر از راه ایمان حقیقی است.

 مکان‌های مذهبی

      مكان‌های مذهبی نیز دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است. دانش‌آموزانی که در نمازهای جماعت، جمعه و یا دعاها و مراسم مختلف مذهبی و حتی راه‌پیمایی‌های آرام شرکت می‌کنند، می‌توانند اطلاعات تندرستی و سلامتی را دریافت و به دیگران نیز منتقل کنند. این گروه از افراد نیز چون وقت خود را به نیایش، یادگیری و ملاقات با دیگر همفکران خود اختصاص می‌دهند، می‌توانند ابزار مناسبی برای دریافت و رساندن  پیام‌های تندرستی و سلامتی به خانواده و دیگر همنوعان خود باشند. با توجه به شرایط خاص مراسم مذهبی در ایران، شاید بتوان گفت بهترین محل برای انتقال پیام‌های تندرستی و سلامتی، اجتماعات مختلف مذهبی در کشور است. البته، بهتر است پیام‌ها و اطلاعات با همکاری مبلغان مذهبی و روحانیون به مردم منتقل شود تا تأثیر بیشتری داشته باشد.

      اسلام، نمازهای گروهی را برای ایجاد همین هماهنگی و همگامی مقرر كرده است. می‌خواهد كه از طریق نمازهای جماعت و جمعه و اعیاد و حج، شرایط توحید و وحدت اجتماعی را ایجاد و موانع آن را برطرف كند. نمازهای گروهی، گردهمایی‌هایی بر اساس وحدت هدف، عقیده و برنامه است كه تفرقه را می‌زداید و وحدت را برقرار می‌سازد. مشورت كه از عوامل تصحیح و تقویت اندیشه‌ها و زمینه‌ای برای اتخاذ تصمیم‌های استوار در امر اجتماع است. در چنین گردهمایی‌هایی كه اعضای آن برخوردار از متانت فكر و صفای روح هستند، میسور است. شركت در نماز جمعه تقوای نمازگزاران را چنان تقویت می‌كند و قلب و روح آنان را چنان با صلابت، با صفا و پر معنویت و غنی می‌سازد كه با اتكای به آن می‌توانند یك هفته‌ی دیگر را با كوشش در خودسازی و پرهیز از لغزش‌ها و كجروی‌ها سپری كنند و در جمعه‌ی دیگر هم راهی نماز جمعه شوند. انگیزه‌ی این همه تاكید و ترغیب به شركت در نماز جماعت؛ این است كه اسلام، پس از تصفیه و تزكیه‌ی نهاد انسان‌ها به مجتمع ساختن آنان اهتمام می‌ورزد؛ زیرا تشكیل جماعت‌ها اگر به صورت معنی و مفهوم راست و درست آن باشد، یگانگی و اتحاد و یك رنگی و اتفاق را به دنبال خواهد داشت.

      پیام‌های تندرستی و سلامتی را می‌توان از طریق مراکز آموزشی و فرهنگی کشور نیز به اطلاع مردم رساند. برای مثال، دانش‌آموزی که این پیام‌ها را از طریق معلم خود دریافت کند معمولا به آن‌ها عمل کرده و باعث می‌شود به صورت مسقیم و غیرمستقیم پیام‌ها را به خانواده و دوستان خود نیز منتقل کند.

 آرام‌سازی و تخلیه هیجانی

      یكی از مواردی كه می‌توان به عنوان بهترین تمرین برای برنامه‌ی آرام‌سازی و تخلیه‌ی هیجانی دانش‌آموزان استثنایی باشد خواندن نماز است. نماز از جمله عباداتی است که در بهداشت روانی دانش‌آموزان حایز اهمیت است. معمولا وقتی آنان كیفیت آرام‌سازی را یاد بگیرند، قادر می‌شوند كه خود را از تشنجات عصبی ناشی از فشارها و گرفتاری‌های زندگی نجات دهند. نماز علاوه بر تأثیر درمانی كه پس از هجوم استرس‌ها و اضطرابات دارد، دارای نقش پیش‌گیری كننده از آن‌هاست. مخصوصا این نقش را در نمازهای نشاط‌بخش جماعت آموزشگاه بیشتر می‌توان یافت؛ زیرا همبستگی و اتحاد بین دانش‌آموزان در نمازهای جمعی به نمایش گذاشته می‌شود. گرمایی كه از عواطف قلبی آنان احساس می‌گردد، خود بهترین مایه‌ی آرامش‌بخشی و تخلیه‌ی هیجانی است. دانش‌آموزی كه پس از نماز به دعا و تعقیبات نماز می‌پردازد بیشتر به آرامش روانی خود کمک می‌کند. طلب یاری از درگاه خداوند در کاهش اضطراب و ناراحتی وی مؤثر است.

اصولی در تربیت دینی

      1- آگاهی و معرفت: ما مدعی نیستیم كه دانش‌‌آموز قادر به درك همه‌ی مسایل و جوانب مربوط به مذهب باشد و یا آن‌چه را كه می‌گوییم دریابد. ولی این نكته باید مورد نظر باشد كه به میزان توانایی درك مطالب و فهم او مسایل را به او تزریق كنیم و به حساب این كه او كودك است و هنوز وقت بسیاری برای متدین شدن دارد در این كار تعلـّل نكنیم.

      2- شور و احساس: دانش‌آموزان می‌بایست كم و بیش  با جماعات و اجتماعات مذهبی آشنا شوند. در مراسم مذهبی، دعاهای دسته جمعی، سرودها و در عبادت‌های جمعی مثل نمازهای جمعه و جماعت شركت كنند و كم و بیش هیجانات، شادی‌ها ، اشك‌ها و آه و ناله‌ها را ببینند. این امر در برانگیختن عواطف و شور مذهبی آنان مؤثر است. هم‌چنین داستان‌های مذهبی نیز در این امر مفید است.

      3- رفتار و عمل: نقش عمل و رفتار را چه در كار مربی و چه در كار دانش‌آموز نادیده گرفته نشود كه آن بیش از منطق و گفتار در تربیت مؤثر است. از طریق عمل، دل‌ها متوجه حقیقت‌ها می‌شوند و عادات مذهبی پدید می‌آیند و میل به طاعت وعبادت در فرد شكل می‌گیرد. این روش تعلیم پیامبر بود كه به مردم می‌فرمود: ببینید من چگونه عمل می‌كنم شما هم همان كار را بكنید.

 نقش دین در زندگی فردی و اجتماعی

      دین نقش بسیار مهم و مؤثری در زندگی فردی و اجتماعی كودكان استثنایی دارد. تفاوت‌های فردی یكی از ویژگی‌‌هایی است كه هر كدام از آنان دارند كه باید از طریق تعلیم و تربیت توجه زیادی به آن شود كه به برخی از آثار سازنده‌ی دین، اشاره‌ی كوتاهی می‌شود:

      1) آرامش روحی و روانی: از نظر اسلام و قرآن فقط یاد خدا آرام‌بخش دل‌ها و تأمین كننده‌ی بهداشت روان انسان است. چرا كه با یاد و ذكر خدا و راز و نیاز به درگاه اوست كه زنگارهای دل آدمی زدوده می‌شود و روح متلاطم، پژمرده و مضطرب، التیام و آرامش می‌گیرد. چنان كه خدای تعالی می‌فرماید:

«اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللهِ اَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[7] آنان كسانی هستند كه ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا مطمئن و آرام است. آگاه باشید! دل‌ها با یاد خدا آرامش و ثَبات می‌یابد.

      2) خوش‌بینی و امیدواری: دانش‌آموزان دین‌دار و با ایمان، چون به خدا معتقد هستند و او را حكیم، عادل و بخشنده مهربان می‌دانند و نیز زندگی پس از مرگ را باور دارند، نسبت به جهان هستی خوش‌بین بوده و آینده را روشن می‌بینند و هرگز در بن‌بست فكری قرار نمی‌گیرند و به یأس، ناامیدی و سرخوردگی روحی دچار نمی‌شوند. آنان براساس داده‌های ایمانی، در صحنه‌های دشوار زندگی به عنایات و كمك‌های الهی امیدوار بوده، با توكل و اعتماد بر خداوندی كه بر هر كاری تواناست، به فكر راه و چاره می‌افتند و خود را از بن‌بست‌ها رهایی می‌بخشند.

      3) عملیاتی شدن اخلاق: اخلاق بدون پشتوانه دین و ایمان دینی، یا اصلا به اجرا در نمی‌آید و یا اگر اجرا شود، از بار ارزشی تهی می‌گردد و به حد «سود محوری» تنزل می‌كند. از این رو، انجام افعال اخلاقی نیازمند پشتوانه قوی معنوی و ایمانی است كه تنها دین متكفل آن است. پشتوانه بودن دین برای اخلاق، به این دلیل است كه رعایت اصول و احكام اخلاقی، هزینه دارد و موجب محرومیت از بسیاری از منافع مادی و لذایذ نفسانی و تحمل رنج و ریاضت می‌گردد و تنها كسانی حاضر به پرداخت این هزینه می‌شوند كه از ایمان قوی به خدا و روز جزا و امیدواری به جبران این محرومیت‌ها در دنیا و آخرت، برخوردار باشند.

      4) بهبود روابط اجتماعی: دین با ایجاد تعهد و حس مسؤولیت در انسان نسبت به همنوعان و افراد اجتماع و افشاندن بذر صلح، صفا، اعتماد و علاقه نسبت به یكدیگر، موجب می‌شود كه اجتماع و زندگی جمعی، سالم و مطلوب شود و روابط عمومی بهبود یابد و كانون خانواده و آموزشگاه به بهشت كوچكی از صفا و صمیمیت و علاقه مبدل گردد.[8]   

 مواردی از مسایل دانش‌آموزان استثنایی

      در این بخش به منظور كاستن از مشكلات دانش‌آموزان استثنایی توصیه‌هایى براى والدین، مربیان و معلمان، روحانیان و مسؤولان مملكتى بر مبناى نظام تربیتى اسلام ارایه مى‌گردد كه امید است سبب حل برخى از مشكلات دانش‌آموزان استثنایی شود.

      1ـ تثبیت اعتقادات مذهبی: والدین و مربیان نقش بسیار با اهمیتى در تثبیت اعتقادات مذهبى صحیح، جهت ‌دهى به اندیشه‌هاى دانش‌آموزان و پیروى آنان از اصول و مبانى اسلامى دارند. بنابراین باید با برقرارى روابطى بر اساس انس و الفت، دوستى و محبت، اطلاع و آگاهى و استدلال منطقى سعى كنند علاوه بر پاسخگویى به پرسش‌هاى دانش‌آموزان، آن‌ها را در مسایل گوناگون راهنمایى كنند؛ البته بیان عقاید و آراى مذهبى باید به گونه‌اى منظم، هدفدار، هماهنگ، هدایت شده، رشد دهنده و قابل اجرا باشد كه خود زمینه را براى طرح شبهات جدید، اختلاف، تضاد و درگیرى فراهم نسازد. ضمنا باید آنان را با شیوه درست اندیشیدن آشنا كرد و اعتقاد به مبانى دینى و جهان‌بینى توحیدى را بر اساس تفكر درست و برهان عقلى به آن‌ها آموخت. همچنین استفاده از كتاب‌هایـى كه مى‌تواننـد جوابگـوى سؤالات و اشكالات دانش‌آمـوزان با استفاده از استـدلال و منطق باشند، مفید خواهد بود.

      2-  بیان مسایل مذهبی: نحوه‌ی بیان مسایل مذهبى و اسلامى براى دانش‌آموزان اهمیت بسیار دارد، باید توجه نمود كه چه مسایلى را مى‌توان در این دوره براى آن‌ها مطرح نمود كه از دین زده نشوند و چگونه باید گفت كه در آن‌ها اثر بگذارد. در عین حال باید آن مسایل با شرایط زندگى آن‌ها تطبیق داده شود. چنین موضوعاتى باید طورى ارایه شود كه آن‌ها احساس كنند احكام مذهبى امكان تطبیق كامل با شرایط زندگى را دارند. و حتى مى‌توانند احتیاجات روانى فرد را نیز برطرف نمایند. باید دقت نمود كه تنها موعظه از طریق والدین، مربیان یا روحانیان كافى نیست و باید مسایل دینى را با تجربه و عمل، توام نمود تا دانش‌آموزان زندگى خود را آمیخته با دین و دستورات دینى ببینند و اثر این دستورات در رفتار آن‌ها تثبیت شود. آن‌ها باید به این گفته‌ی ارزشمند امام راحل كه فقه، تئورى واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تا گور است، یقین حاصل كنند و اثرات دین را در جاى جاى زندگى خود حس نمایند.

      3ـ برابری دین و علم: باید دین و علم را با هم به دانش‌آموزان آموزش داد، تذكر این امر براى آن‌ها لازم است كه این دو از یكدیگر جدا نیستند و مانند دو بال براى یك پرنده لازم و ملزوم هم مى‌باشند و بدون وجود هر كدام پرواز و اوج گرفتن میسر نیست. باید به آن‌ها آموخت كه دین و علم و عقل با هم هماهنگ هستند و مطالب دینى و اسلامى، عقلى و بعضا علمى هستند.

      4ـ تكیه‌گاه به خداوند: دانش‌آموزان نیازمند به یك تكیه‌گاه نیرومند و قوى مى‌باشند، تكیه‌گاهى كه در همه حوادث بتوانند به آن پناه ببرند و با اتكا به آن آرام و مطمئن زندگى كنند، اگر تكیه‌گاه و پناهگاه آن‌ها والدین، مربیان، دوستان، سیاستمداران و حتى بزرگان دینى باشند با از بین رفتن آن‌ها و با سقوط آن‌ها دانش‌آموزان هم سقوط خواهند كرد. بنابراین به وجود آوردن این اعتقاد عمیق كه تنها تكیه‌گاه همیشگى و قوى خداوند قادر است و باید به او متصل شد، باعث مى‌گردد كه آنان خود را در زندگى نبازند، دچار شكست و تزلزل نشوند و از انحرافات و لغزش‌ها دور بمانند. چنین تكیه‌گاهى باعث مى‌شود دانش‌آموزان شخصیت و معنویت خویش را از دست ندهند و خود راه كمال را در پیش گیرند. رو آوردن بعضى از دانش‌آموزان به اسم‌ها و فرهنگ‌هاى مبتذل غربى و تقلید كوركورانه از آن‌ها به علت عدم اتكا به چنین تكیه‌گاهى مى‌باشد كه نتیجه‌اى جز انحطاط و سقوط در بر ندارد و نه تنها آرامش‌بخش نیست بلكه مخرب روح و روان نیز مى‌باشد.

      5ـ الگوپذیری: كسانى كه در مورد دین و دستورات دینى با دانش‌آموزان صحبت مى‌نمایند خود باید الگوى واقعى دین باشند و به آن‌چه كه مىگویند عمل نمایند. باید این افراد، ایمان و اعتقاد قوى به مذهب داشته باشند و به خصوص مربیان و معلمان دینى باید از بین شخصیت‌هاى لایق و عالم انتخاب شوند و احاطه كافى به آن‌چه كه مى‌گویند و باید گفته شود داشته باشند و اعمال خود را با اهداف مذهبى تطبیق دهند. آن‌ها باید توانایى پاسخ دادن به سؤالات دانش‌آموزان را داشته باشند و بتوانند خرافات را از نظریات صحیح دین جدا كرده و به دانش‌آموزان آموزش دهند. از نظر اخلاقى نیز باید خود الگوى اخلاق باشند و ملكات اخلاقى چون اخلاص، مهربانى، انسان دوستى و علاقه‌مندى به كار در آن‌ها وجود داشته باشد و با سعه صدر و وسعت نظر و غلبه بر نفس خود از آن‌چه كه مى‌گویند الگوى عینى به نمایش بگذارند تا بتوانند تأثیرگذار باشند.

      6ـ فلسفه عبادات: باید فلسفه عبادات و اعمال مذهبى را به خوبى و به طور مطلوب و جذاب براى دانش‌آموزان بیان نمود و در مواقع دعا دلیل علمى و روانى این درخواست‌ها را براى آنان تشریح كرد. باید به آنان تفهیم شود كه دعا عامل سكون، بىتحركى و ایستادن نیست، بلكه برعكس عامل حركت و پویایى مىباشد و انسان را به مقصد راهنمایى مىكند و راه را به او نشان مىدهد. دعا هدف را معین مىكند و به انسان امید مىدهد. دعا روح و روان انسان را صفا و جلا داده او را به نیكى و سلامت مىكشاند. باید دانش‌آموزان را به دعا كردن تشویق كرد تا خود آن را عملا تجربه كنند تا تأثیر آن را به عینه مشاهده نمایند.

      7ـ مجالس مذهبی: شركت دادن دانش‌آموزان در مجالس مذهبى كه مطالب مطرح شده در خور سن و سال و فهم آن‌ها باشد و نیز دیدار و گفت‌وگو با افراد سلیم النفس، پاك دل، مؤمن، متقى و عالم باعث مىگردد كه روح دینى و فطرت مذهبى آن‌ها پرورش یابد و به امور مذهبى و دستورات دینى علاقه‌مند گردند.

      8- عدم تعارض مسایل مذهبی: نكته‌ی مهم دیگر عدم تعارض و دوگانگى بین خانه و مدرسه و هم‌چنین بین پدر و مادر در گفتار و رفتار درباره‌ی مسایل دینى و مذهبى مى‌باشد. اگر دانش‌آموز احساس كند پدر یا مادر و یا مربیان در مورد مسایل مذهبى اتفاق نظر ندارند و یا گفتارشان با كردارشان یكى نیست و خود به آن‌چه مى‌گویند عمل نمى‌كنند، هم نسبت به خودِ آن افراد بى‌اعتماد خواهند شد و هم نسبت به مسایل مذهبى و دین بدگمان، و ممكن است تصور كنند كه دستورات دینى كاربردى در زندگى ندارد و فقط جنبه‌ی تئورى و نظرى دارد. چنین تصورى او را نسبت به دین و مذهب بدبین خواهد كرد و این خطر بزرگى است.

 منابع:

1- راشدی، حسن. نماز شناسی جلد دوم. تهران: ستاد اقامه نماز. 1380.

2- ابراهیم‌زاده، عبدالله. دین شناسی (سطح 3). تهران: معاونت آموزش نیروی مقاومت بسیج. اردیبهشت 1384.

3- مؤسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی.

4- صمدی، علی.

5- عزیزی، محسن.

6- رضایی، زینب. بهداشت روانی و عوامل مؤثر بر آن.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 آذر 1389    | توسط: مركز اختلالات یادگیری جوانرود    |    |
نظرات()